|
و باز چهارشنبه
سلام دوستای گلم کوتاه می نویسم تا خسته نشید
چهارشنبه رو که یادتون هست؟
شکستم میگین چرا خوب تعریف میکنم.
من رو که می دونید چهارشنبه ها رو حرف نمی زدم تا این که خواهر زادم مریض شد مریضی سختی بود و به ما هم خیلی سخت گذشت به علت سهل انگاری چند دکتر نادون توی بیمارستان مجبور به عمل شدیم که بچه شش ساله رو به تیغ دکتر ها بسپاریم و از قضا روز عمل چهارشنبه بود و از قضا ما هم به خاطر اعصاب خوردی پشت در اتاق عمل همش مجبور شدیم حرف بزنیم بچه بیچاره چی کشید
خدا رو شکر خدا رو صد هزار مرتبه شکر امیر علی ما هم خوب شد اما خدا کنه این اتفاق برا کسی نیفته
این هم از چهارشنبه های ما ولی بازم سعی می کنم کمتر حرف بزنم تا ببینیم خدا چی میخوات
هفته دیگه پانزده تیر روز تولدم آپ میکنم مفصل
تولدم مبارک باشه یا نباشه خیلی مهم نیست
مراقب خودتون باشید
کوچیک شما سبحان بیژن
علی علی
|