آئین مستان
www.irLearn.com
سلام بر تمامی دوستان پاک خودم
بعد چند وقت اومدم بنویسم از مطلبی که همه می پرسن از من
چهارشنبه...
و امشب هم شب چهارشنبه هست لعنت خدا به این چهارشنبه ها
اصلا" کاشکی چهار شنبه ای نبود کاشکی هفته می شد شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه پنجشنبه و جمعه ها چی میشد این جور بود
منم خیلی وقته سعیم بر اینه که چهارشنبه ها رو حرف نزنم و با هر که کار داشتم برای اون بنویسم
همه می پرسن چراااااااااااااااا این کار تو چه معنی می ده ولی...
ولی من نمی تونم جوابشون رو بدم چون می خام می خوام سکوت کنم و هیچی نگم
اما امشب نمیشه سعی می کنم بنویسم شاید کمی سبکتر بشم
هر کس تو زندگیش خاطراتی داره روزی رو دوست داره و از روزی هم بدش میاد روزی براش خاطره میشه و روزی هم باطله روزی تلخ و روزی هم شیرین
خوب این روز برا من باطله پر از خاطره که حالا تلخ شده حالا تو این روز دقیقه به دقیقش برام جهنمه
چهارشنبه هام پر از خاطره هست که حالا دیگه تلخ شده
چهارشنبه ها رو بخاطر تو سکوت می کنم
که سکوت خود پر از فریاد است و بیداد و من این را تازه فهمیدم
من سکوت خویش را گم کرده ام
لاجرم در این هیاهو گم شدم
من که خود افسانه می پرداختم
عاقبت افسانه مردم شدم
ای سکوت ای مادر فریاد ها
ساز جانم از تو پرآوازه بود
تا در آِغوش تو راهی داشتم
چون شراب کهنه شعرم تازه بود
در پناهت برگ و بار من شکفت
تو مرا بردی به شهر یادها
من ندیدم خوش تر از جادوی تو
گم شدم در این هیاهو گم شدم
تو کجایی تا بگیری داد من
گر سکوت خویش را می داشتم
زندگی پر بود از فریاد من
فریدون مشیری
آره سکوت واقعا" مادر فریاد هست و معجزه گر
حالا منم عزیزم به خاطر تو سکوت می کنم
خدا نگهدار تو باشه هر جا که هستی
کوچیک شما سبحان بیژن خدا حافظ همین حالا
قالب وبلاگ Http://www.J28.ir هاست و دامین